27 آذر , 1396

بسیاری از منظره ها یا صداها یا ساختارهایی که برای بیشتر کودکان ، پدیده هایی عادی محسوب می شوند ، می توانند برای کودکان مبتلا به این اختلال ، گیج کننده یا حتی دردناک باشند.

امکان دارد این کودکان صدای شخص خاصی را ، به صورت فریادی بلند ادراک کنند و به آن واکنش نشان دهند، ضربه ای آرام به بازوی خود را دردی جانکاه تلقی کنند و یا صدای تلفن را مانند صدای مته ای بدانند که گویی کنار گوششان کار میکند.

این قبیل نا هنجاری ها و نقص های حسی، که در این کودکان مشاهده می شود ، شامل حساسیت مفرط یا اندک به محرک های خاص ، توجه انتخابی مفرط یا تغییرات غیر عادی در توجه به دروندادهای حسی و اختلال در ترکیب و ادغام محرک های حسی میشود-مثلا تماشای حرکات و شنیدن صدای کف زدن های یک فرد خاص.

ممکن است این کودکان نقص های حسی –ادراکی ، نظیر غلبه حسی و گزینش گری مفرط محرک ها نشان دهند.غلبه حسی عبارت است از گرایش به تمرکز بر انواع خاصی از دروندادهای حسی نسبت به سایر دروندادها-مثل ترجیح دادن منظره ها به صداها.

گزینش گری مفرط عبارت است از تمایل به توجه به یک ویژگی در یک شی یا رویداد در محیط و نادیده گرفتن سایر ویژگی هایی که به همان اندازه مهم هستند.

توجه انتخابی به قسمت محدودی از محیط و نا دیده گرفتن سایر ویژگی های مهم موجب می شود که به نظر برسد این کودکان دارای دید تونلی یا قدرت شنوایی تونلی هستند ، لذا یادگیری جهان برای آنها بسیار دشوار خواهد بود.

در فرایند شناختی نظیر برقراری تداعی میان عناصر بسیار مختلف یک محیط پیچیده ، تدوین مفاهیم کلی و استنباط موقعیت های جدید بر اساس تجارب قبلی و توجه به محرک های چندگانه و پیچیده امری حیاتی است که این کودکان در این حوزه ها مشکل دارند.

 

 

منبع : روانشناسی مرضی کودک- اریک جی. مش

اين مطلب را به اشتراك بگذاريد
  • Facebook
  • Twitter
  • Google+
  • Linkedin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *